الشيخ محمد الصادقي الطهراني
299
رساله توضيح المسائل نوين (فارسى)
داده غيرتائبه نيز بر او حرام است ، و نيز چنانكه مرد بتپرست بر زن عفيف مسلمان حرام است مرد زناكرده غيرتائب نيز بر او حرام است ، و در مقابل زن زناكار مسلمان چنانكه بر مرد زناكار مسلمان حلال بوده است بر مرد مشرك نيز حلال است ، و مرد زناكار مسلمان چنانكه بر زن زناكار مسلمان حلال است بر زن زناكار بتپرست نيز حلال بوده است . البته در آيهى ( 221 ) بقره بهعنوان قاعدهاى كلى هم زنان بتپرست بر عموم مردان مسلمان حرام شدهاند ، و هم مردان بتپرست بر عموم زنان مسلمان ، كه آيه نور در اين بُعْدش بهآيه بقره نسخ شده و نيز برحسب آيهى مائده بهعنوان آخرين حكم مرد و زن زناكار هم در صورتىكه توبه نكرده باشند بر يكديگر حرامند ، ولى بقيهى حكم آيه همچنان بهقوت خود باقى است . مسألهى 651 - اصولًا زن زناكار قابل اعتماد نيست ، و مردى كه مىخواهد با چنان زنى ازدواج كند بايد بداند كه او مانعى از ازدواج ندارد ، از جمله اينكه شوهر ندارد و در عده هم نيست ، و مگر سخن چنان زنى كه : مانعى از ازدواج دارد يا ندارد و يا بگويد در عدّه نيستم شرعاً قابل قبول است ؟ گذشته از اين آيهى نور بهطور صراحت ازدواج ميان دو نفر را كه يكى عفيف و ديگرى بىعفت است حرام كرده ، گرچه بدانيم كه چنان زنى در عده نيست و شوهر هم ندارد ، و نه تنها اين آيه نسخ نشده بلكه در آيهى مائده كه آخرين نزول سورهى [ قرآن كريم ] است تأكيد نيز شده و بُعد بيشترى هم پيدا كرده است كه « وَ الُمحْصَناتُ مِنَ الْمؤمِناتِ وَ الْمحْصَناتُ مِنَ الَّذينَ أوتُوا الْكِتاب » ( سورهى مائده ، آيهى 5 ) حليّت زنان پاكدامن مؤمنه و زنان پاكدامن كتابيه را تثبيت نموده است . . . كه روى اين اصل ، تنها زنى كه پاكدامن است براى مردى پاكدامن قابل ازدواج است ، كه اگر ميدانى ناپاك است تكليفش روشن ، و اگر نه پاكى و نه ناپاكى او هيچ كدام براى شما معلوم نيست ، در اين صورت هم ازدواج با او بىاشكال است زيرا « المحصنات » مقابلش تنها زناكارانند . و مىبينيم كه در اين مرحلهى آخرين نه تنها ازدواج ناپاك و مشرك با شخص پاك و